اندیشکده شهرالگو

مفهوم دولت محلی

مفهوم دولت محلی

تعریف مفهوم دولت محلی1

دولت محلی یکی از نهادهای اصلی و بنیادین در ساختار حکومت‌های مدرن است که نقش کلیدی در مدیریت و اداره جوامع محلی ایفا می‌کند. این نهاد با تکیه بر اصول دموکراتیک، نزدیک‌ترین سطح به شهروندان را در بر می‌گیرد و به طور مستقیم با زندگی روزمره افراد مرتبط است. واژه “Government” که در زبان‌های اروپایی به معنای حکومت و مدیریت است، ریشه در فعل “To govern” دارد که به معنای هدایت و کنترل امور است. (سلیمانی و همکاران، ۱۳۹۵)

دولت محلی برخلاف حکومت‌های مرکزی که بر کل یک کشور نظارت دارند، تمرکز خود را بر مدیریت مناطق محدودتر، مانند شهرها، روستاها و بخش‌ها می‌گذارد. این نهادها مسئولیت ارائه خدمات عمومی، تنظیم قوانین محلی، مدیریت زیرساخت‌ها، و حمایت از رفاه اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی را بر عهده دارند. (حجی‌پناه و همکاران، ۱۳۹۶)

دولت‌های محلی به عنوان نهادهایی مستقل از حکومت مرکزی شناخته می‌شوند که با استفاده از منابع مالی محلی و درآمدهای حاصل از مالیات‌ها به اداره امور خود می‌پردازند. این استقلال مالی و اداری به دولت‌های محلی امکان می‌دهد تا برنامه‌ها و پروژه‌های خاصی را متناسب با نیازهای جامعه محلی طراحی و اجرا کنند.

یکی از ویژگی‌های بارز دولت محلی، نزدیکی آن به شهروندان است که این امکان را فراهم می‌آورد تا به صورت دقیق‌تر و کارآمدتر به نیازها و مشکلات مردم پاسخ دهد. دولت‌های محلی معمولاً شامل شوراهای شهری یا روستایی هستند که اعضای آنها از طریق انتخابات محلی توسط شهروندان انتخاب می‌شوند. این شوراها سپس مدیران و مقامات اجرایی محلی را منصوب می‌کنند تا امور روزانه را اداره کنند. (مهکویی و باویر، ۱۴۰۰)

در برخی موارد، دولت‌های محلی نقشی فراتر از مدیریت امور روزمره دارند و به عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی محلی عمل می‌کنند. این نقش به ویژه در جوامعی که به دلیل شرایط جغرافیایی یا اقتصادی نیازمند توجه ویژه هستند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در مناطق روستایی یا دورافتاده که دسترسی به خدمات و منابع محدود است، دولت‌های محلی با ارائه برنامه‌های توسعه‌ای و رفاهی می‌توانند به بهبود کیفیت زندگی مردم کمک کنند. (ویسی و همکاران، ۱۳۹۱)

بنابراین، دولت محلی نه تنها یک نهاد اجرایی و مدیریتی است، بلکه نمادی از دموکراسی و مشارکت مردمی در سطح خرد به شمار می‌آید. این نهادها با ارائه فرصت‌های بیشتر برای مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم‌گیری، به تقویت حس تعلق و مسئولیت‌پذیری در جامعه کمک می‌کنند و به این ترتیب، پایه‌های توسعه پایدار و عدالت اجتماعی را در جوامع محلی مستحکم می‌سازند.

در مجموع، دولت محلی به عنوان نهاد پایه‌ای در سیستم حکومتی مدرن، نقشی چندبعدی و پیچیده دارد که شامل مدیریت اجرایی، توسعه اقتصادی و اجتماعی، تقویت دموکراسی محلی، و ارائه خدمات عمومی به شهروندان است. این نهادها به واسطه نزدیکی به مردم و شناخت دقیق‌تر از نیازهای محلی، می‌توانند به طور موثرتر و انعطاف‌پذیرتر از حکومت‌های مرکزی به رفع نیازها و حل مشکلات جامعه بپردازند.

تاریخچه مفهوم دولت محلی

در قرون وسطی، بسیاری از نواحی و شهرهای جهان دارای نظام‌های خودگردان بودند که به صورت محلی اداره می‌شدند. این نهادها با وجود استقلال نسبی خود، اغلب با مشکلات عملکردی مواجه بودند که باعث شد حکومت‌های مطلقه و مرکزی به تدریج استقلال محلی را کاهش دهند و قدرت را به سمت پایتخت‌ها متمرکز کنند. جنگ‌های سی‌ساله در قرن هفدهم میلادی و پی‌ریزی حکومت ملت‌پایه در اروپا، نقطه عطفی در شکل‌گیری نظام تمرکزگرای مدرن بود که با انقلاب کبیر فرانسه و سیاست‌های ناپلئون بناپارت به اوج خود رسید و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافت. اما با گذشت زمان، ناتوانی نظام تمرکزگرای مرکزی در پاسخگویی به نیازهای محلی و مردمی، مشروعیت حکومت‌های مرکزی را زیر سوال برد و به دنبال آن، تمرکززدایی و بازگشت به دولت‌های محلی دوباره مورد توجه قرار گرفت. (ویسی و همکاران، ۱۳۹۱؛ Castells, ۱۳۸۰)

در ایران، تحولات سیاسی و توسعه مفهوم دموکراسی مبتنی بر دولت محلی، منجر به وقوع انقلاب مشروطه در اوایل قرن بیستم شد. این انقلاب تلاش‌هایی برای برپایی نهادهای محلی دموکراتیک انجام داد، اما به دلیل نبود زیرساخت‌های فرهنگی و سیاسی مناسب و عدم بومی‌سازی کامل این نهادها، موفقیت مطلوبی حاصل نشد. (ویسی و همکاران، ۱۳۹۱)

ویژگی‌ها و کارکردهای مفهوم دولت محلی

دولت محلی دارای ویژگی‌های متعددی است که آن را از سایر سطوح حکومت متمایز می‌کند. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به انتخابی بودن، داشتن اهداف چندگانه، فعالیت در مقیاس محلی، ساختار تعریف‌شده، خودگردانی و تمرکززدایی اشاره کرد. دولت محلی به شهروندان امکان می‌دهد تا در فرآیند تصمیم‌گیری‌های مهم در امور شهری و روستایی مشارکت داشته باشند، که این امر به افزایش پاسخگویی و شفافیت در اداره امور عمومی منجر می‌شود. (مهکویی و باویر، ۱۴۰۰)

یکی از کارکردهای اصلی دولت محلی، ارائه خدمات عمومی به شهروندان است. این خدمات می‌تواند شامل مدیریت زیرساخت‌های شهری، برنامه‌ریزی و توسعه شهری، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی، و حمایت از کسب‌وکارهای محلی باشد. دولت محلی همچنین نقش مهمی در ارتقای سرمایه اجتماعی و تشویق مشارکت فعال شهروندان در جامعه دارد که این امر به توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی در جوامع محلی کمک می‌کند.

مزایا و معایب مفهوم دولت محلی

دولت محلی دارای مزایای فراوانی است که آن را به یکی از مؤلفه‌های اساسی حکومت‌های مدرن تبدیل کرده است. از جمله این مزایا می‌توان به پاسخگویی بهتر به نیازها و ترجیحات محلی، ارائه خدمات گسترده‌تر و با کیفیت‌تر، افزایش مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم‌گیری، و تقویت سرمایه اجتماعی اشاره کرد. همچنین، دولت محلی با تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به سطوح پایین‌تر، به توسعه محلی و ملی کمک می‌کند. با این حال، دولت محلی نیز با چالش‌ها و معایبی مواجه است. از جمله این معایب می‌توان به کمبود مهارت و توانمندی در بین بازیگران محلی، نبود اختیارات کافی برای تصمیم‌گیری در امور مهم محلی، ناباوری عمومی به نهادهای محلی، و تخلفات مالی اشاره کرد. همچنین، بی‌اعتمادی حکومت‌های مرکزی به دولت‌های محلی و کاهش مشارکت عمومی نیز از دیگر مشکلات رایج این نهادها به شمار می‌روند (ویسی و همکاران، ۱۳۹۱).

انواع دسته‌بندی مفهوم دولت محلی

دولت‌های محلی می‌توانند بر اساس معیارهای مختلفی دسته‌بندی شوند که هر کدام از این دسته‌بندی‌ها نشان‌دهنده نوع متفاوتی از روابط قدرت، تغییرات منطقه‌ای و اهداف هستند.

دسته‌بندی بر اساس روابط قدرت

ساختار دوگانه: در این ساختار، دولت محلی و سازمان دولتی مرکزی به‌طور مستقل و موازی با یکدیگر فعالیت می‌کنند و هر کدام دارای کارکردهای متمایز هستند. این نوع ساختار به‌ویژه در بریتانیا مشاهده می‌شود و تأکید بر جدایی نقش‌های محلی و ملی دارد.

سیستم‌های ترکیبی: در این سیستم، نقش‌ها و مسئولیت‌ها در سطوح مختلف حکومت ترکیب می‌شود و مقامات محلی صلاحیت‌هایی دارند که هم تحت تأثیر دولت محلی و هم دولت مرکزی قرار می‌گیرند.

سیستم‌های مختلط: این سیستم‌ها که در کشورهایی مانند دانمارک و سوئد رایج هستند، عناصری از ساختارهای دوگانه و ترکیبی را در بر می‌گیرند و امکان توزیع متعادل‌تری از اختیارات بین مقامات محلی و ملی را فراهم می‌کنند.

دسته‌بندی بر اساس تغییرات منطقه‌ای

سیستم‌های اروپای جنوبی: این سیستم‌ها با صلاحیت‌های محدود و اختیارات قانونی پایین در سطح محلی مشخص می‌شوند و دسترسی بالای سیاستمداران محلی به ساختارهای دولتی مرکزی دارند. این سیستم‌ها اغلب دارای سطوح متعددی از حکومت هستند و بر هویت اجتماعی و کارایی خدمات تأکید دارند.

سیستم‌های اروپای شمالی: در این سیستم‌ها، تمرکززدایی قوی، اختیارات قانونی بالا و دسترسی محدود سیاستمداران محلی به مقامات مرکزی مشاهده می‌شود. این ویژگی‌ها حکومت محلی خودگردان را تقویت کرده و بر ارائه خدمات کارآمد تأکید دارند.

دسته‌بندی بر اساس اهداف

مدل حمایتی: رایج در اروپای جنوبی، این مدل بر تضمین منافع جامعه در سطوح بالاتر دولتی تمرکز دارد و سیاستمداران محلی نقش حمایتی در ترویج و دفاع از منافع محلی دارند.

مدل توسعه اقتصادی: در ایالات متحده رایج است و بر نقش دولت محلی در ارتقای توسعه اقتصادی و حمایت از رشد کسب‌وکارهای محلی تأکید دارد.

مدل دولت رفاه: در شمال اروپا معمول است و بر ارائه کارآمد خدمات بر اساس هنجارهای ملی در برابری و توزیع مجدد تمرکز دارد، که اغلب از طریق ساختارهای حرفه‌ای و بوروکراتیک متمرکز اجرا می‌شود.

مدل مصرف‌گرا: در برخی دولت‌های رفاه اروپایی ظهور یافته و دولت محلی را به‌عنوان یک توانمندساز و نه فقط یک ارائه‌دهنده خدمات تعریف می‌کند (Heinelt & Hlepas, 2006).

مثال‌ها و عملکرد دولت محلی در ایران

در ایران، شوراهای اسلامی شهر به‌عنوان نماد دولت محلی تعریف شده‌اند و نمونه‌ای از تلاش برای ایجاد نهادهای محلی دموکراتیک به شمار می‌روند. با این حال، این شوراها در عمل با مشکلات متعددی روبه‌رو بوده‌اند. از جمله این مشکلات می‌توان به تابعیت حوزه عملکردی شوراها از ساختار قدرت و نظام سیاسی کشور اشاره کرد که باعث محدودیت در فعالیت‌های مستقل آنها شده است (ویسی, ۱۳۹۴). به علاوه، نبود زیرساخت‌های فرهنگی و سیاسی مناسب و عدم بومی‌سازی کامل این نهادها، از عوامل ناکامی آنها در ایفای نقش موثر محلی بوده است.

منابع و پانویس

  1. سلیمانی، محمد، حافظ‌ ‌نیا، محمدرضا، قورچی، مرتضی، محمدیان، حسین. (1395). تبیین رابطه زیرساخت‌های شهری و جهانی‌شدن دولت محلی کلان‌شهری. پژوهش‌های جغرافیای سیاسی، 1(1)، 55-81.
  2. حجی‌پناه، نرگس، زرقانی، سید هادی، خوارزمی، امید علی. (1397). تحلیل نقش عوامل اجتماعی – فرهنگی در شکل‌گیری دولت محلی در ایران بر اساس نگرش سیستمی. پژوهش‌های جغرافیای انسانی، 50(3)، 537-554. 
  3. حجت مهکویی، حسن باویر (1400).  تبیین سیاست‌های دولت محلی و توسعه شهری با تأکید بر شهرهای ایران، نشریه برنامه‌ریزی و توسعه محیط شهری، 1 (1)، 26-17.
  4. زرقانی سید هادی، حجی پناه نرگس، خوارزمی امید علی. تحلیل سیستمی نقش عوامل جغرافیایی در شکل‌گیری دولت محلی در ایران. آمایش فضا و ژئوماتیک. ۱۳۹۴; ۱۹ (۳):۱۷۱-۱۹۸.
  5. ویسی، هادی، احمدی‌پور، زهرا، و قالیباف، محمدباقر. (1391). آسیب شناسی دولت محلی, مطالعه مورد: شوراهای اسلامی کلان شهرهای ایران. برنامه ریزی و آمایش فضا (مدرس علوم انسانی)، 16(2 (پیاپی 74))، 19-36.
  6. ویسی، هادی. (1394). ارزیابی عملکرد دولت محلی شهری در نظام‌های سیاسی متمرکز مورد شناسی: شوراهای اسلامی شهرهای ایران. جغرافیا و آمایش شهری منطقه‌ای، 5(16)، 55-74.
  7. Heinelt, H., Hlepas, NK. (2006). Typologies of Local Government Systems. In: Bäck, H., Heinelt, H., Magnier, A. (eds) The European Mayor. VS Verlag für Sozialwissenschaften.

  1. Local Government ↩︎

درباره نویسنده

فاطمه عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×