اندیشکده شهرالگو

مفهوم عدالت فضایی شهری

مفهوم عدالت فضایی شهری

تعریف مفهوم عدالت فضایی شهری 

عدالت فضایی شهری (Urban Spatial Justice) مفهومی کلیدی در بررسی توزیع عادلانه منابع و خدمات در فضاهای شهری است. این مفهوم به معنای رفتار منصفانه با تمامی شهروندان، بدون توجه به ویژگی‌های مختلف آنهاست. به عبارتی، عدالت فضایی به توزیع عادلانه منابع، نیازهای اساسی و امکانات شهری در میان محله‌های مختلف شهر اشاره دارد. هدف این است که هیچ محله‌ای در مقایسه با دیگر محله‌ها از مزیت‌های فضایی برتری نداشته باشد و اصل دسترسی برابر رعایت شود. در این راستا، عدالت فضایی نه تنها یک نظریه، بلکه یک رویکرد تحلیلی است که به بررسی زمینه و عوامل مؤثر بر توزیع امکانات و خدمات می‌پردازد. این مفهوم شامل تمامی شاخص‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و امنیتی است و بر برابری نسبی این شاخص‌ها در مکان‌ها و فضاهای مختلف تأکید می‌کند. یعنی باید توجه داشت که توزیع منابع و امکانات در سطح محلی باید به گونه‌ای باشد که نیازهای تمامی گروه‌ها و اقشار اجتماعی را برآورده کند. علاوه بر این، عدالت فضایی مستلزم مشارکت فعال ساکنان در تصمیم‌گیری‌ها و اجرای سیاست‌ها است، به‌طوری‌که حس کرامت انسانی و عزت نفس آنها حفظ شود. در نهایت، این مفهوم در پی ایجاد جوامع عادلانه‌تر و پایدارتر است و به عنوان یک چتر حمایتی برای جنبش‌های عدالت‌خواهی عمل می‌کند. با توجه به این نکات، عدالت فضایی شهری یک پایه‌گذار اساسی برای تحقق عدالت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی در جوامع شهری خوانده می‌شود [۳] و [۴]. بنابراین می‌توان گفت عدالت فضایی به معنی توزیع عادلانه خدمات و امکانات شهری برای رسیدن به جامعه‌ای متوازن است؛ و به‌عنوان یکی از رهیافت‌های عدالت اجتماعی در توزیع بهینه امکانات و خدمات موردنیاز شهروندان در سطح شهر و اینکه همه شهروندان امکان دسترسی مناسبی به آن امکانات و خدمات را داشته باشند، کمک شایانی می‌کند. همچنین مفهوم عدالت فضایی در چارچوب علوم اجتماعی به‌صورت گسترده‌ای بر شرایط فقرا تمرکز کرده است هدف آن تقاضای مداخلاتی است که موجد رفتار منصفانه به نفع فقرا باشد [5].

ویژگی‌های عدالت فضایی شهری

ویژگی‌های مفهوم عدالت فضایی شهری را می‌توان از شاخص‌هایی که برای سنجش این مفهوم به کار می‌گیرند درک و فهم کرد. این شاخص‌ها و ویژگی عبارت‌اند از[۷]:

برابری فرصت‌‌ها و دسترسی‌ها:

تأکید بر توزیع عادلانه منابع و امکانات و وجود موقعیت برابر برای همه افراد.

منافع عام و رعایت حقوق مردم:

اولویت قراردادن اقداماتی که نفع بیشتری برای جامعه ایجاد می‌کند.

آزادی:

حفظ حقوق فردی و تضمین آزادی‌های شخصی در اجرای طرح‌ها.

مشارکت:

مشارکت فعال و مستمر شهروندان در برنامه‌ریزی و بازتولید فضا.

شفافیت:

وجود سازوکارهای پایش مستقل و رسانه‌های آزاد برای شفاف‌سازی تصمیم‌گیری‌ها.

تفاوت و نفی حاشیه‌ای شدن:

توزیع عادلانه منابع به نفع محرومان و اقشار آسیب‌پذیر.

سازش و تعامل:

ایجاد تعامل در مراحل مختلف پروژه‌های شهری و اشتراک‌گذاری اطلاعات.

عمومیت و همه شمولی:

درنظرگرفتن نیازها و درخواست‌های همه گروه‌های اجتماعی و اقتصادی و حذف تبعیض.

تاریخچه مفهوم عدالت فضایی شهری

عدالت فضایی شهری به‌عنوان یک مفهوم کلیدی در برنامه‌ریزی شهری، ریشه در تاریخچه‌ای غنی و پیچیده دارد که به شکل‌گیری و تحولات شهرها مرتبط است. این مفهوم به‌ویژه در برابر چالش‌های اجتماعی از جمله نابرابری و فقر شهری شکل گرفته است. تاریخچه توجه به عدالت در مباحث شهری را می‌توان به سه دوره اصلی تقسیم کرد: دوره‌ی ابتدایی، دوره‌ی میانی، دوره‌ی معاصر. دوره ابتدایی که از زمان افلاطون آغاز می‌شود و به دوران معاصر می‌رسد، شامل بحث‌های بنیادی در زمینه عدالت اجتماعی است. در این زمان، عدالت به‌عنوان موضوعی اساسی در علوم سیاسی موردتوجه قرار گرفت، اما متخصصان علوم شهری به طور مستقیم به این موضوع ورود نکردند و به تعاریف مختلفی از عدالت، از منظر نظری و فلسفی، پرداخته شد. از دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ که دوره میانی در شکل‌گیری این مفهوم محسوب می‌شود، تغییر رویکردی در مطالعات شهری به وجود آمد. در این دوره، محققان شروع به توجه به موضوعات اخلاقی و انتقادی در ارتباط با شهر کردند، هرچند هنوز به طور مستقیم به عدالت نپرداختند. این زمان، آغاز پدیداری ادبیات عدالت شهری و تلاش برای تجدیدنظر در ارتباط بین فضا، قدرت و برنامه‌ریزی بود. از دهه ۱۹۹۰ به بعد، یعنی دوره‌ی معاصر، توجه به عدالت فضایی به شکل چشمگیری افزایش یافت. نظریه‌پردازان معاصر به بررسی ارتباط بین عدالت، پاسخگویی و ساختارهای شهری پرداختند و مفاهیمی چون «عدالت فضایی» و «برنامه‌ریزی همگانی» را مطرح کردند. در این دوره، عدالت فضایی به‌صورت صریح و اصولی توسط برنامه‌ریزان شهری عنوان شد و به‌عنوان یک مفهوم چندبعدی و میان‌رشته‌ای مورد بررسی قرار گرفت[۶]. در سال ۲۰۰۶ نیز فاینستان ایده “شهرعدالت محور” را مطرح کرده است. شهر عادل، عدالت را به‌عنوان یک موضوع توزیعی می‌بیند و بـر اسـاس دموکراسی، عدالت، تنوع رشد و پایداری تعریف می‌شود[۲]. عدالت فضایی به‌عنوان توزیع عادلانه و دموکراتیک منافع و مسئولیت‌های اجتماعی در فضا تعریف می‌شود و بر مبنای این رویکرد، فضای شهری به‌عنوان یک مجموعۀ اجتماعی تولید می‌شود. این مفهوم به دو رویکرد اصلی شامل «توزیع فضایی» و «فرآیندهای تصمیم‌سازی» تقسیم می‌شود که هر یک ابعاد متفاوتی از عدالت را بررسی می‌کنند و به دنبال دسترسی عادلانه به منابع شهری و فرصت‌ها هستند. به‌این‌ترتیب، عدالت فضایی نه‌تنها به‌عنوان یک اصل در برنامه‌ریزی شهری، بلکه به‌عنوان یک ابزار برای تحلیل و مبارزه با نابرابری‌های فضایی در جوامع مدرن شناخته می‌شود[۶].

انواع و دسته بندی های مفهوم عدالت فضایی شهری

انواع عدالت فضاییتعریف
عدالت به‌عنوان برابریسهم برابرفرصت برابرعدالت جبرانی  هر شخصی سهم برابر دریافت می‌کند.افراد توانایی برابر به فرصت‌های برابر دارند.سهم‌های توزیع شده برای متعادل‌کردن نابرابری‌های موجود است.  
عدالت نیاز محور                                                        خدمات متناسب با نیازها توزیع می‌شود.
عدالت بازار           دریافت منفعت در ارتباط با سطح پرداختی است.  
عدالت تقاضامحور           منافع با سطح تقاضای شهروندان توزیع می‌شود. 

[1]

مثال و نمونه از عدالت فضایی شهری در ایران

ایران کشوری وسیع با جغرافیای منحصربه‌فرد است که منابع و امکانات مادی آن به نحو نامتوازنی در استان‌های مختلف توزیع شده است. این سرزمین سرشار از نعمت‌ها و قابلیت‌های طبیعی است، اما به دلایل مختلف، عدم توازن در نحوه بهره‌برداری و توزیع امکانات مالی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در آن مشهود است. توزیع ناعادلانه منابع طبیعی، مدل حکمرانی متمرکز و الگوهای سوءمدیریت در برنامه‌ریزی، از دلایل اصلی شکل‌گیری بی‌عدالتی فضایی در ایران به شمار می‌آیند. همچنین برنامه‌ریزی از بالابه‌پایین و عدم تفویض اختیارات به سطوح محلی، باعث شده که شناخت درستی از ظرفیت‌های طبیعی و اجتماعی مناطق مختلف صورت نگیرد و این مسئله به تشدید بی‌عدالتی‌های جغرافیایی دامن زده است. در واقع بی‌عدالتی فضایی در ایران به‌عنوان پدیده‌ای ناشی از عواملی بنیادی مانند ویژگی‌های طبیعی و اقلیمی و نیز شرایط انسانی تعریف می‌شود. این وضعیت به‌ویژه تحت‌تأثیر اقتصاد سیاسی فضا و نظام‌های مدیریتی متمرکز و ناکارآمد قرار دارد. ضعف در برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای، عدم توجه به تقسیم کار ملی و کمبود آمار و حساب‌های منطقه‌ای نیز از دیگر عواملی هستند که به بی‌عدالتی فضایی دامن می‌زنند. در نهایت، این عدم توازن و ناعدالتی‌ها نمایانگر چالش‌های جدی برای توسعه پایدار و متوازن مناطق مختلف کشور است و نیاز به یک بازنگری جدی در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی اساسی دارد [8].

جمع بندی     

مفهومعدالت فضایی شهری (Urban Spatial Justice)
تاریخ پیدایش1960 و 1970 میلادی
معنای کلیبرابری بین شهروندان در استفاده از فضاهای شهری و امکانات آنها.
ویژگی‌هابرابری فرصت‌‌ها، رعایت حقوق مردم، آزادی، مشارکت، شفافیت، نفی حاشیهای شدن، تعامل و عمومیت و همه‌شمولی.
انواععدالت به‌عنوان برابری، عدالت نیاز محور، عدالت بازار، عدالت تقاضامحور
مفاهیم کلیدی مرتبطتوزیع عادلانه منابع، دسترسی برابر، عدالت اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی.
نظریه‌پردازان معروفهاروی، فاینشتاین، یونگ، سوجا.

منابع

  1. نامدار اردکانی، محمدجعفر، شکور، علی، و خرم بخت، احمدعلی. (1401). شهر و عدالت فضایی؛ تحلیلی بر پراکنش شاخص های توسعه پایدار در عدالت فضایی شهر: مطالعه موردی مناطق شهر شیراز. جغرافیا و مطالعات محیطی، 11(43)، 142-.160
  2. . تقوایی، علی اکبر، بمانیان، محمدرضا، پورجعفر، محمدرضا، و بهرام پور، مهدی. (1394). میزان سنجش عدالت فضایی در چارچوب نظریه شهر عدالت محور, مورد پژوهی: مناطق 22 گانه شهرداری تهران. مدیریت شهری، 14(38).
  3.  قلعه نوئی، محمود، شمس، مجید، و ملک حسینی، عباس. (1401). بررسی لایه های ذهنی عدالت فضایی شهری در شهر جدید پرند. جغرافیا و مطالعات محیطی، 11(42)، 8-22.
  4. عزیزی، محمدمهدی؛ و مرادی، محمد. (1400). عدالت فضایی در مسکن شهری, مورد مطالعاتی: شهر اسلامشهر. معماری و شهرسازی آرمان شهر، 14(36 )، 240-255.
  5.  شیخی، احمدرضا و عباسی، فاطمه. (1402). بررسی توزیع و عدالت فضایی با تأکید بر ویژگی‌های کالبدی شهر اهواز. پژوهش‌های جغرافیای اقتصادی، دوره یازدهم شماره چهارم.
  6. داداش‌پور، هاشم و الوندی پور، الینا (1395)، عدالت فضایی در مقیاس شهری در ایران؛ فرامطالعه    چارچوب نظریه مقاله‌های علمی موجود، نشریه هنرهای زیبا معماری و شهرسازی، دوره ۲۱ شماره ۳، ۶٧-٨٠.
  7. افشارنیا، اعظم، زبردست، اسفندیار، و طلاچیان، مرتضی. (1400). تبیین مفهوم عدالت فضایی در اجرای طرح‌های جامع شهری (نمونۀ موردی: شهر گلپایگان). پژوهش‌های جغرافیای برنامه‌ریزی شهری.
  8. قادری حاجت، مصطفی و مختاری‌حشی، حسین (۱۳۹۶)، عدالت فضایی در ایران و ساماندهی سیاسی     فضایی شهر تهران، فصلنامه آمایش سیاسی فضا، دوره ١، شماره ۱، زمستان ۱۳۹۷، صص ٣١-٣٨.
درباره نویسنده

فاطمه عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×