
مفهوم عدالت اجتماعی شهری
تعریف مفهوم عدالت اجتماعی شهری1
عدالت اجتماعی به معنای برابری و تناسب در جامعه است که در قالب کنشهای اجتماعی، تصویب و اجرای قوانین، و مشارکت مردمی تجلی مییابد. این مفهوم در شهرها به معنای حفظ منافع گروههای مختلف از طریق توزیع بهینه منابع شهری است. عدالت اجتماعی از دهه ۱۹۶۰ وارد ادبیات جغرافیایی شده و ریشه آن به تلاشهای کروپتکین برای مبارزه با فقر و نژادپرستی برمیگردد. هدف اصلی برنامهریزی شهری، دستیابی به توزیع عادلانه منابع عمومی است تا تبعیضها کاهش یابد و توازن شهری برقرار شود. در عدالت اجتماعی شهری، سه اصل مهم و اساسی توزیع یکسان امکانات، رعایت حداقلها در خدمات شهری، و ارزش افزوده زمین در شهر است. توزیع مناسب خدمات شهری و استفاده صحیح از فضاها نیز از عوامل مؤثر در اجرای عدالت اجتماعی و فضایی هستند. این عوامل با ارضای نیازهای جمعیتی و توجه به استحقاق افراد، به برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی کمک میکنند. عدالت در شهر به تخصیص مناسب امکانات و خدمات، استفاده از توانهای بالقوه و بالفعل، و کاهش شکاف بین فقر و غنی میپردازد. استفاده بهینه از فضاها و توزیع مناسب خدمات شهری از مهمترین عوامل در برنامهریزی شهری است که با پاسخگویی به نیازهای جمعیتی و توجه به شایستگی افراد، عدالت فضایی، اجتماعی و اقتصادی را برقرار میکند. رفع نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و توجه به نیازهای اساسی شهروندان نیز به توسعه پایدار کمک میکند]۱[. بنابراین میتوان گفت عدالت فضایی شهری (Urban spatial justice) به توزیع عادلانه منابع، خدمات و فرصت ها در فضاهای مختلف شهری اشاره داشته و بر اهمیت دسترسی همه ساکنان، صرف نظر از وضعیت اجتماعی-اقتصادی آنها، به امکانات ضروری مانند مسکن، حمل و نقل، آموزش و مراقبتهای بهداشتی تأکید میکند. این مفهوم ارتباط تنگاتنگی با عدالت اجتماعی دارد و اغلب در زمینه برنامه ریزی شهری و توسعه منطقه ای مورد بحث قرار میگیرد.
ویژگی های مفهوم عدالت اجتماعی شهری
برخی از ویژگی های کلیدی عدالت اجتماعی را میتوان اینچنین برشمرد:
۱.دسترسی عادلانه به منابع
به معنای دسترسی برابر به منابع مختلف در زمینه هایی چون مسکن(تضمین مسکن مقرون به صرفه و مناسب برای همه ساکنان شهری، جلوگیری از بی خانمانی و ناامنی مسکن)، بهداشت(ارائه خدمات مراقبت های بهداشتی در دسترس، از جمله بیمارستان ها، کلینیک ها، و حمایت از سلامت روان، به همه اعضای جامعه)، آموزش(تضمین دسترسی برابر به آموزش با کیفیت، از مدارس ابتدایی تا مؤسسات آموزش عالی، بدون توجه به وضعیت اجتماعی-اقتصادی) و فضاهای عمومی(ایجاد و نگهداری فضاهای عمومی فراگیر مانند پارک ها، کتابخانه ها و امکانات تفریحی که در دسترس همگان است) میباشد.
۲.شناخت و شمول
شناخت و شمول شامل ارزش گذاری و تجلیل از تنوع فرهنگی جمعیت های شهری، از جمله سنت ها، زبان ها و شیوه های جوامع مختلف (تنوع فرهنگی)، ترویج سیاست ها و اقداماتی که یکپارچگی و انسجام اجتماعی را تقویت می کند، تبعیض و طرد اجتماعی را کاهش می دهد (ادغام اجتماعی) و حصول اطمینان از اینکه گروه های حاشیه نشین در فرآیندهای حکمرانی و تصمیم گیری شهری نمایندگی دارند (نمایندگی) میباشد.
۳.مشارکت و توانمندسازی
این ویژگی به معنای تشویق مشارکت فعال ساکنان در برنامه ریزی و سیاست گذاری شهری از طریق مشاوره عمومی، جلسات تالار شهر و بودجه بندی مشارکتی، اجرای برنامه هایی که به ساکنان، به ویژه آنهایی که از پس زمینه های محروم هستند، برای ایفای نقش های رهبری در جوامع خود توانمند می شوند و حفظ شفافیت در اقدامات و تصمیمات دولت، به ساکنان این امکان را می دهد که مقامات را پاسخگو کنند میباشد.
۴.عدالت فضایی
عدالت فضایی دارای سه بعد اساسی می باشد:
– توسعه متوازن: حصول اطمینان از توزیع یکنواخت پروژه های توسعه شهری در مناطق مختلف شهر و جلوگیری از تمرکز ثروت و منابع در محله های خاص.
– زیرساخت: توسعه زیرساختی که تمام نقاط شهر را به هم متصل می کند، از جمله شبکه های حمل و نقل که دسترسی آسان به مشاغل، مدارس و خدمات را فراهم می کند.
– عدالت زیست محیطی: رسیدگی به نابرابری های زیست محیطی از طریق حصول اطمینان از دسترسی همه جوامع به هوای پاک، آب و فضاهای سبز و مصون ماندن از خطرات زیست محیطی.
۵.پایداری و تاب آوری
پایداری به عنوان آخرین ویژگی عدالت اجتماعی شهری به معنای ترویج شیوه های توسعه پایدار شهری که اثرات زیست محیطی را به حداقل می رساند، مانند استانداردهای ساختمان سبز، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و کاهش ضایعات؛ افزایش تاب آوری مناطق شهری در برابر تغییرات آب و هوایی از طریق اقداماتی مانند دفاع در برابر سیل، آمادگی در برابر موج گرما و طرح های واکنش در برابر بلایا و حمایت از اقتصادهای محلی و ایجاد شغل برای تضمین ثبات اقتصادی و کاهش فقر میباشد.
تاریخچه مفهوم عدالت اجتماعی شهری
مفهوم عدالت اجتماعی همواره در فلسفه اجتماعی از اخلاق ارسطو به این طرف مطرح بوده است. در دو قرن اخیر، این موضوع توسط هیوم و روسو مطرح شد و اصول عدالت اجتماعی توسط بنتهام و میل فرمولبندی شد. آثار راولز، رشر و رانسیمن نیز در این زمینه به جا مانده است. اما تا سال ۱۹۶۰، عدالت اجتماعی وارد مباحث جغرافیایی نشده بود. از اواخر دهه ۱۹۶۰، مفهوم و کارکرد عدالت اجتماعی وارد ادبیات جغرافیایی شد و جغرافیای رادیکال و لیبرال را بیش از سایر مکاتب تحت تأثیر قرار داد. مسائلی نظیر رفاه اجتماعی، نابرابریهای شدید، فقر، شیوع امراض، نژادپرستی، قومگرایی، جرم و جنایت، انتظار عمر، اصالت زن و آلونکنشینی که تا آن زمان در جغرافیا فراموش شده بود، به سرعت مورد توجه جغرافیدانان قرار گرفت و هر یک از این موضوعات جغرافیای خاص خود را یافت. برای اولین بار صدای بازندگان در جوامع انسانی، در علم جغرافیا طنینانداز شد. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، نظام ارزشی و نظام اخلاقی تفکرات جغرافیایی به مسیرهای تازهای کشیده شد. دیوید هاروی، اولین جغرافیدانی بود که در کتاب ارزشمند خود با عنوان “عدالت اجتماعی و شهر”، مفهوم عدالت اجتماعی را در کمک به خیر و صلاح همگانی، ملاک توزیع درآمد در مکانها، تخصیص عادلانه منابع و رفع نیازهای اساسی مردم به کار گرفت. او اضافه میکند که منابع اضافی باید در جهت از میان برداشتن مشکلات ویژه، ناشی از محیطهای اجتماعی و طبیعی مصرف شود. هاروی بکارگیری عدالت اجتماعی را در تحلیلهای جغرافیایی، انقلاب در تفکرات جغرافیایی میداند. در واقع، هاروی با طرح وابستگی میان نابرابریهای اجتماعی و ساختارهای فضای جغرافیایی، بنیانگذار جغرافیای انسانی نو میشود. در سال ۱۹۹۳، در کنگره سالانه انجمن جغرافیدانان آمریکا، مراسمی به مناسبت بیستمین سال انتشار کتاب “عدالت اجتماعی و شهر” برگزار شد و در آن از خدمات دیوید هاروی به علم جغرافیا تجلیل فراوان به عمل آمد. در مکتب جغرافیای لیبرال، در سال ۱۹۷۷، کتاب “جغرافیای انسانی: رهیافت رفاه”، اثر دیوید اسمیت منتشر شد که در آن شاخصهای شناخت رفاه و تحلیل عدالت اجتماعی بررسی شده بود. در سال ۱۹۹۱، کمیته جغرافیای اجتماعی و فرهنگی موسسه جغرافیدانان انگلیس گزارشی درزمینه عدالت اجتماعی و جغرافیا منتشر کرد که در آن تحلیلهایی روی “برندگان جامعه” و “بازندگان جامعه” به عمل آمده بود. در سال ۱۹۹۴، اثر ارزشمند دیوید اسمیت با عنوان “جغرافیا و عدالت اجتماعی”، فصل تازهای را در علم جغرافیا گشود. در این اثر آمده است که جغرافیا باید در نظریه و عمل با عدالت اجتماعی پیوند بخورد. جغرافیا بدون عدالت اجتماعی فاقد آن قدرت و توانی خواهد بود که بتواند در مطلوبیت بخشی به زندگی انسانی توفیق یابد. حتی دموکراسی واقعی زمانی امکانپذیر است که با عدالت اجتماعی همراه باشد.
انواع و دسته بندی مفهوم عدالت اجتماعی شهری
عدالت اجتماعی شهری به چندین نوع تقسیم میشود. برخی از انواع عدالت اجتماعی شهری را میتوان اینگونه نام برد:
۱.عدالت توزیعی
این نوع عدالت به توزیع عادلانه منابع و خدمات شهری بین همه اقشار جامعه اشاره دارد. هدف آن است که همه افراد، بدون توجه به موقعیت اجتماعی یا اقتصادیشان، به خدمات و امکانات شهری دسترسی برابر داشته باشند.
۲.عدالت رویهای
این نوع عدالت به فرآیندها و رویههای تصمیمگیری در مدیریت شهری اشاره دارد. هدف آن است که همه افراد جامعه در فرآیندهای تصمیمگیری مشارکت داشته باشند و صدای آنها شنیده شود.
۳.عدالت فضایی
این نوع عدالت به توزیع فضایی خدمات و امکانات شهری اشاره دارد. هدف آن است که خدمات و امکانات شهری بهطور متوازن در سراسر شهر توزیع شوند و مناطق محروم نیز به این خدمات دسترسی داشته باشند.
۴.عدالت بیننسلی
این نوع عدالت به حفظ منابع و امکانات شهری برای نسلهای آینده اشاره دارد. هدف آن است که توسعه شهری بهگونهای باشد که منابع طبیعی و امکانات برای نسلهای آینده نیز حفظ شوند.
مثال و نمونه در ایران
وضعیت عدالت اجتماعی شهری در ایران با تعامل پیچیدهای از نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی، چالشهای سیاسی و پویاییهای فرهنگی مشخص شده است. یکی از نمونههای برجسته که این مسائل را نشان میدهد، شهر تهران است که از یک سو، دارای زیرساختهای مدرن، محلههای نخبه و طبقه متوسط رو به رشد است و از سوی دیگر با چالشهای مهمی از جمله فقر، حملونقل عمومی ناکافی و مدارس کم منابع در مناطق کمدرآمد مواجه است. این شکاف طبقاتی منجر به یک چشم انداز اجتماعی میشود که در آن جوامع به حاشیه رانده شده اغلب برای دسترسی به خدمات اولیه تلاش میکنند؛ برای مثال حملونقل عمومی در تهران منعکسکننده نابرابری در دسترسی به منابع شهری است. درحالیکه خطوط مترو و سیستمهای اتوبوس در حال گسترش هستند، اغلب به طور موثر به محلههای کمدرآمد خدماترسانی نمیکنند و ساکنان را به خدمات تاکسی پر ازدحام و گران متکی میکند. نابرابری در دسترسی به خدمات به طرد اجتماعی کمک میکند و دستیابی به فرصتهای شغلی و تحصیلی را برای افراد دارای زمینههای حاشیهای دشوار میکند. بنابراین بهطور خلاصه میتوان گفت عدالت اجتماعی شهری در ایران، بهویژه در تهران، منعکسکننده نابرابریهای ریشهای است که توسط سیاستهای اقتصادی تشدید شده است.
جمع بندی و خلاصه مفهوم عدالت اجتماعی شهری
مفهوم | عدالت فضایی شهری (Urban spatial justice) |
تاریخ پیدایش | دهه 1960 |
معنای کلی | حفظ منافع گروههای مختلف از طریق توزیع منابع شهری |
ویژگیها | دسترسی عادلانه به منابع، شناخت و شمول، مشارکت و توانمندسازی، عدالتفضایی، پایداری. |
انواع | توزیعی، رویه ای، فضایی، بین نسلی |
مفاهیم کلیدی مرتبط | توازن شهری، توزیع عادلانه منابع، حفظ منافع گروههای مختلف، برابری و تناسب |
منابع
- بندر آباد، علیرضا و خلیجی، محمد علی. (1397). سنجش عدالت اجتماعی با رویکرد توسعه پایدار مطالعه موردی مناطق شهری تبریز. مجله شهر پایدار.
- خوش روی، قهرمان، (1385)، عدالت اجتماعی و فضای شهر،اولین همایش ملی عمران شهری،سنندج.
- مشکینی، ابوالفضل و نصرتی هشی، مرتضی(1400)، شناخت عامل های اثرگذار بر مسائل شهری ایران با تاکید بر عدالت اجتماعی. جغرافیا و توسعه فضای شهری.
- Van Leeuwen, B. (2022). What is the point of urban justice? Access to human space.
- Urban Social Justice ↩︎